راز سخن

شمارهٔ ۲۵۷

گنج در ویرانه من مار ارقم می‌شود

گنج در ویرانه من مار ارقم می‌شود
زعفران در سینه من ریشه غم می‌شود
از عصای خود خطر دارند کوران وقت جنگ
بی‌بصیرت از دلیل خویش ملزم می‌شود

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.