راز سخن

شمارهٔ ۲۴۳

چشم مستت سرمه را بیهوش‌دارو می‌کند

چشم مستت سرمه را بیهوش‌دارو می‌کند
زهر قاتل وسمه را آن تیغ ابرو می‌کند
بر گلستانی که آن شمشاد بالا بگذرد
سرو را انگشت حیرت بر لب جو می‌کند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.