راز سخن

شمارهٔ ۱۸۶

از خموشی هرکه سر در جیب فکرت می‌برد

از خموشی هرکه سر در جیب فکرت می‌برد
در سخن از دیگران گوی سعادت می‌برد
آنچنان کز پنبه می‌سازند پاک آیینه را
خامشی از سینه من گرد کلفت می‌برد
مصرع برجسته در هنگامه دل‌مردگان
چون چراغ روز بر پروانه حسرت می‌برد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.