راز سخن

شمارهٔ ۷۸

بر سر گردون گل انجم سرشک ما زده است

بر سر گردون گل انجم سرشک ما زده است
باده گلرنگ ما گل بر سر مینا زده است
کیست مجنون تا بود در ناتوانی همچو من؟
سایه دامن مکرر تیشه ام بر پا زده است!

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.