غزل شمارهٔ ۵۲۷۴
گلبانگ به از زرست ای گل
گلبانگ به از زرست ای گل
غافل نشوی ز حال بلبل
با گوش تو نسبت در گوش
سر گوشی شبنم است با گل
کاری نگشود ناخن عجز
مردانه زدیم بر تغافل
دیری است خصم آهنین تن
در خاک من است از تنزل
تا بود دلم خراب غم بود
از موج کمر نبست این پل
صائب ز نوای آتشینت
خاکستر شد هزار بلبل
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.