راز سخن

غزل شمارهٔ ۴۳۰۳

برقم ز خرمن از دل بیتاب می جهد

برقم ز خرمن از دل بیتاب می جهد
نبضم ز تاب دردچو سیماب می جهد
آرام رابه خواب نبیند، به مرگ هم
طفلی که از خروش من از خواب می جهد
پهلو ز بوریای قناعت تهی مکن
برق از سحاب بستر سنجاب می جهد
بازآکز انتظار تو هر شب هزار بار
چشم امیدواریم از خواب می جهد
صائب رضا به حادثه آسمان بده
این خار کی ز آفت سیلاب می جهد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.