راز سخن

غزل شمارهٔ ۴۲۲۴

این ناکسان که فخر به اجداد می کنند

این ناکسان که فخر به اجداد می کنند
از رو به پشت نامه دلی شاد می کنند
بخل از کرم به است که بی حاصلان بخل
در هر جواب بنده ای آزاد می کنند
گل بسته است راه به سر گوشی نسیم
این بلبلان خام چه فریاد می کنند
آینده را قیاس کن از حال خود ببین
کز رفتگان به خیر که را یاد می کنند
در مکتبی که عشق ادیب است کودکان
مشق ستم به خامه فولاد می کنند
عشق مجاز ابجد عشق حقیقت است
در عالمی که اهل دل ارشاد می کنند
صائب جماعتی که سوارند بر سخن
در کوه قاف صید پریزاد می کنند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.