غزل شمارهٔ ۳۵۴۵
کاهلانی که درین ره به هوس می آیند
کاهلانی که درین ره به هوس می آیند
دو قدم راه نپیموده به پس می آیند
هست در هرزه درایی خطر راهروان
رهزنان بیش به آواز جرس می آیند
برخورند از می جان بخش حیات آن جمعی
که درین نشأه به کار همه کس می آیند
فیض خود سازد اگر ذوق گرفتاری عام
همه مرغان ز گلستان به قفس می آیند
عالم غیب اگر نیست روان بخش، چرا
مردگان زنده به خواب همه کس می آیند؟
شوخ چشمان که ندارند حیا در دیده
بی طلب در همه بزمی چو مگس می آیند
اگر از پرده برآیند چنین لاله رخان
صائب از پرده برون اهل هوس می آیند
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.