راز سخن

غزل شمارهٔ ۲۶۴۹

در بیابان خار اگر در پای مجنون می‌رود

در بیابان خار اگر در پای مجنون می‌رود
جوی خون از دیده لیلی به هامون می‌رود
برنمی‌گردد به ساغر می چو شد جزو بدن
کی ز خاطر یاد آن لب‌های میگون می‌رود؟
گر نه از خلوت شود اسرار حکمت منکشف
چون می نارس چرا در خم فلاطون می‌رود؟
گردن‌افرازی به اوج اعتبار از عقل نیست
کرسی‌دار از ته پا زود بیرون می‌رود
می‌شود عالم سیه صائب به چشم مهر و ماه
گر به این دستور آه ما به گردون می‌رود

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.