غزل شمارهٔ ۲۵۷۰
تا خدنگ غمزه بال و پرفشانی میکند
تا خدنگ غمزه بال و پرفشانی میکند
خون ما افسردگان رقص روانی میکند
از تپیدن نیست فارغ، دل درون سینهام
این شرر در سنگ مشق جانفشانی میکند
ذوق عریانی مرا از خاک تا برداشته است
بر تنم پیراهن یوسف گرانی میکند
گر به ظاهر لیلی از احوال مجنون غافل است
در لباس چشم آهو دیدهبانی میکند
ابر نیسان میکشد سر در گریبان صدف
کلک صائب هرکجا گوهرفشانی میکند
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.