غزل شمارهٔ ۲۵۰۴
هرکه دامن بر میان در چیدن گل میزند
هرکه دامن بر میان در چیدن گل میزند
آستین بر شعله آواز بلبل میزند
هرکه بر خود تلخ میسازد شکر خواب صبوح
بوسه تر همچو شبنم بر رخ گل میزند
نغمهاش از بس گلوسوز است در دلهای شب
بوسهها پروانه بر منقار بلبل میزند
همتی در کار ما ای عارفان و عاشقان
بر در دل حلقه شوق سیر کابل میزند
هرکه چون صائب به طرز تازه، دیرین آشناست
دم به ذوق عندلیب باغ آمل میزند
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.