پیراهن چهارخانه
تمام راهها
تمام راهها
به ابدیت پیراهن چهارخانهٔ تو ختم میشود
لبخند میزنی
و پرندهها را
دعوت میکنی به میهمانی چشمهایت؛
کسی نمیتواند نفسهای من را بشمارد
وقتی در آغوش پرندهها
اوج میگیرم
همین یک تکه از زمین
برای من کافیست
همینجا که تو لبخند میزنی...
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.