شبهای روشن من
شرجی ترین ترانه ی شبهای روشنی
شرجی ترین ترانه ی شبهای روشنی
نازک ترین بهانه تو هر لحظه با منی
آیینه پوش شعر و غزلهای هر شبم!
آخر چرا به بال دلم سنگ می زنی؟
با هر طنین قلب تو من زنده می شوم
ناقوس زندگی به تن دشت و گلشنی
دریایی دو چشم مرا چند می خری؟
لایق نگو که نیست به عشق تو دامنی!!
در من چکیده باور تو ای امید محض...
شرجی ترین ترانه ی شبهای روشنی...
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.