بخت
خانم! سلام! بنده همان اشتباه بخت...
خانم! سلام! بنده همان اشتباه بخت...
روییده در سیاهی این کوره راه بخت...
خانم! منم که تلخ ترین واژه ی شما م
من،این کنیز گمشده در «چار راه» بخت
بر من حرام هرچه که خوشبخت می کند
بر من حلال سردی جانکاه چاه بخت!
دستم نگیر زخمی ام از سر نوشت خود
آری نشسته بر دل من آه...! آه بخت
پیشانی ام که پر شده از درد روزگار
قلبم پر از سیاهی نقش سیاه بخت
خانم! تمام زندگی ام وقف دیگران!
حتی تمام بودن من در تباه بخت!
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.