راز سخن

شعر شمارۀ ۸

هرجا

هرجا
دنبال تو
ـ از افق‌های بی‌هیاهو
تا شرجی باریده بر تنم ـ
همیشه می‌دانستم
الههٔ چشمانم
مقدس نیست برای تو؛
می‌ترسم از دربه‌دری‌های هفت قرن
که تمام شده
در خیال زمین؛
رسم غریبی‌ست
گشتن در پیِ خود،
نیمی از خیالم مال تو
برگرد که رسم غریبی‌ست...

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.