شعر شمارۀ ۶
اینجا را که رد کنی
اینجا را که رد کنی
به چهارراه انفجار میرسی
و جا باز میکنند
نقطهچین چشمهات
روی بوردهای تبلیغات!
مگر چقدر میتوان
همقد تیرهای برق شد؟
و ناگزیر جریان داد
الکترونها را
در سیمِ تنها؟
...
دیوانهبازیام گل کرده
...
فسیل میشوم
در روزهایی که خیابانهایش
بوی گس دریا میدهد
حالا منتظر علامت عبورم
...
و تو اینجا را که رد کردی
پشت دستت را داغ کن
تا باز
در شعرهایم ویراژ ندهی.
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.