بخش ۱ - الفصل الثانی فی انّ افعاله لا تُعلَّل و انّ الجزاء لیس بالعمل علم الیقین
فعل باری پی غرض نبود
فعل باری پی غرض نبود
زانکه در ذات او عرض نبوَد
لاابالی است ذات بی مثلش
باز چون ذات، بی سبب فعلش
عاصیی را اگر ببخشاید
از کرم بی عمل همی شاید
مؤمنی را اگر عذاب کند
از غضب بی گنه صواب کند
زان سبب گفت با تو «لاتسأل»
که ترا نیست هیچگونه محل
گر بپرسی از آنچه او سازد
او ترا در سؤال بگدازد
در خبر بهر آنکه با خبر است
حجت این ز پیش بیشتر است
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.