راز سخن

شمارهٔ ۷۹

جانا ز دل خدنگ جفا را تو باز دار

جانا ز دل خدنگ جفا را تو باز دار
بر روی عاشقان در الطاف باز دار
امشب خیال آن شه خوبان ندیم ماست
ای دل در سرور رقیبان فراز دار
چون شمع پیش روی تو کردم وجود خویش
یک ره نظر به سوی دل جان گداز دار
تا چند صوفیا ز هیاهوی بی اصول
یک چند نیز گوش به قانون ساز دار
ای شاهدی ز نازش دلبر مشو ملول
گر ناز می کند حبیب تو رو به نیاز دار

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.