راز سخن

شمارهٔ ۴۸

هرچه آن سرو ناز می‌گوید

هرچه آن سرو ناز می‌گوید
شرح عمر دراز می‌گوید
پیش نازش دل شکسته ما
روز و شب از نیاز می‌گوید
چون حدیث از دهان او گذرد
دل سخن را به راز می‌گوید
حال خود را به شمع پروانه
بس به سوز و گداز می‌گوید
دل به تنگ است از رقیب که او
سخن رفته باز می‌گوید
شاهدی را دلش چو می‌سوزد
سوز با اهل ساز می‌گوید

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.