راز سخن

شمارهٔ ۷

لعل لب تو شفاست ما را

لعل لب تو شفاست ما را
درد تو همه دواست ما را
تا گشت جدا دلم ز تیغت
هر لحظه غم جداست ما را
دل آینۀ جمال یارست
زین آینه پر صفاست ما را
گفتی بکشم تو را بجایی
این سعد بگو کجاست ما را
گر هست تو را هوای قتلم
با لله که همین هواست ما را
گر خال و خط تو مشک خوانیم
با خط تّو بس خطاست ما را
ای شاهدی از غمش چه نالی
جورش همگی سزاست ما را

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.