شمارهٔ ۴۷
همه عالم حجاب و عین حجاب
همه عالم حجاب و عین حجاب
غیر او نیست این سخن دریاب
دفتر کاینات می خوانم
معنیش حرف حرف می دانم
شانه را گر هزار دندانه است
یک حقیقت هویت آن است
گر بگویم هزار یک سخنست
یوسفی را هزار پیرهن است
ظلمت و نور هر دو یک ذاتند
گرچه اندر ظهور آیاتند
ور ظهور است این منی و توئی
به مسما یکی به اسم دوئی
آنکه انسان کاملش نام است
نزد رندان چو باده و جامست
نوش کن جام می که نوشت باد
خم می دائما به جوشت باد
ساغر می مدام می نوشم
خلعت از جود عشق می پوشم
ما خراباتیان سرمستیم
در خرابات عشق پابستیم
می و جامیم و جان و جانانه
شاه و دُستور و کنج ویرانه
شیخ مرشد جنید بغدادی
مصر معنی و مشق دلشادی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.