راز سخن

غزل شمارهٔ ۱۳۱۴

خوش در آ در بحر ما ما را بجو

خوش در آ در بحر ما ما را بجو
چو چه می جوئی بیا دریا بجو
در وجود خویشتن سیری بکن
حضرت یکتای بی همتا بجو
هر چه می بینی به نور او نگر
نور او در دیدهٔ بینا بجو
قاب قوسین از میانه طرح کن
منصب عالی او ادنی بجو
درخرابات مغان رندانه رو
سید سرمست ما آنجا بجو

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.