غزل شمارهٔ ۱۲۶۵
دیگران جانند و جانان شمس دین
دیگران جانند و جانان شمس دین
این و آن چون بنده ، سلطان شمس دین
هفت هیکل آیتی در شأن اوست
خوش بخوان قرآن و می دان شمس دین
دل بود گنجینهٔ گنج اله
نقد گنج کنج ویران شمس دین
بدر دین از شمس دین روشن شده
نور بخش ماه تابان شمس دین
خوش خراباتی و مستان در حضور
ساقی سرمست رندان شمس دین
چار یارانند امام انس و جان
رهنمای چار یاران شمس دین
علم ما علم بدیعی دیگر است
از معانی و بیان شمس دین
چشم عالم روشن است از نور او
دیده ام روشن به نور شمس دین
شمس دین از نعمت الله می طلب
زان که او دارد نشان شمس دین
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.