راز سخن

غزل شمارهٔ ۱۱۹۷

ما خود بینیم و خود نمائیم

ما خود بینیم و خود نمائیم
در آینه خود به خود نمائیم
رندیم و مدام همدم جام
اما تو کجا و ما کجائیم
بحریم و حباب و موج و جوئیم
مائیم که هم حجاب مائیم
هر دم نقشی خیال بندیم
تا بسته تمام برگشائیم
یک رنگ به صد هزار رنگیم
یک جای به صد هزار جائیم
مستیم و خراب در خرابات
رندانه سرود می سرائیم
عالم یابند نعمت از ما
دارندهٔ نعمت خدائیم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.