غزل شمارهٔ ۱۰۶۶
بنمود جمالی به کمالی که چه گویم
بنمود جمالی به کمالی که چه گویم
حسنی و چه حسنی و جمالی که چه گویم
بنوشته خطی بر ورق روی چو ماهش
هر حرفی از آن خط به مثالی که چه گویم
بر دیدهٔ ما نقش خیالش گذری کرد
نقشی که چه پرسی و خیالی که چه گویم
ما ساقی سرمست خرابات جهانیم
در ساغر ما آب زلالی که چه گویم
بزمیست ملوکانه که شرحش نتوان کرد
ذوقیست در این مجلس و حالی که چه گویم
مائیم و خلیل الله ، کنجی و حضوری
خوش عمر عزیزی و وصالی که چه گویم
در بندگی سید و در صحبت ایشان
داریم جمالی و جلالی که چه گویم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.