غزل شمارهٔ ۸۵۷
عشق جانان ما ز جان خوشتر
عشق جانان ما ز جان خوشتر
ذوق ما از همه جهان خوشتر
مجلس واعظان خوش است ولی
صحبت بزم عاشقان خوشتر
ما معانی خوشی بیان کردیم
آن معانی از این بیان خوشتر
همدم جام می دمی بر ما
بی شک از عمر جاودان خوشتر
بر لب چشمه خوش بود مأوی
غرقهٔ بحر بی کران خوشتر
آب دیده روان شده هر سو
این چنین آب رو روان خوشتر
خوش بود حور و جنت المأوی
نعمت الله از این و آن خوشتر
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.