راز سخن

غزل شمارهٔ ۸۱۷

یک نظر در چشم مست ما نگر

یک نظر در چشم مست ما نگر
یک حقیقت در همه اشیا نگر
ما ز دریائیم و دریا عین ما
گر نظر داری درین دریا نگر
یار تنها با تو می گویم بدان
گر خبرداری درین تنها نگر
هر چه آید در نظر ای نور چشم
حضرت یکتای بی همتا نگر
عشق را جائی معین هست نیست
جای آن بی جای ما هر جا نگر
عالمی از نور او روشن شده
آفتابی در همه پیدا نگر
نعمت الله میر سرمستان بود
ذوق اگر داری بیا ما را نگر

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.