غزل شمارهٔ ۸۰۶
گر یار غار خواهی مائیم یار سید
گر یار غار خواهی مائیم یار سید
ور ذوق دوست جوئی ما دوستدار سید
هر آینه که بینی جام جهان نمائیست
چون نور مینماید روی نگار سید
سید در انتظار است تا کی رسد اشارت
گرچه بود جهانی در انتظار سید
صیاد عقل اول عالم بود شکارش
سیمرغ قاف وحدت باشد شکار سید
صاحبدلان کامل در عشق جان سپردند
بر خاک ره فتاده در رهگذار سید
هرجا که رند مستی است در گوشهٔ خرابات
باشد چو دردمندان او درد خوار سید
گفتم که می رساند ما را به حضرت او
حق گفت نعمت الله این است کار سید
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.