راز سخن

غزل شمارهٔ ۷۹۰

عاشقان اول ز جان باز آمدند

عاشقان اول ز جان باز آمدند
آن گهی در عشق جان باز آمدند
خون دل در جام جان کردند از آن
با لب معشوق دمساز آمدند
عاشقان رفتند از این عالم ولی
باز می بینم همه باز آمدند
نو عروسان سرابستان عشق
در حرم مستانه با ناز آمدند
جان و دل موسی صفت بر طور تن
با خدای خویش در راز آمدند
در هوای سایهٔ خورشید عشق
باز شهبازان به پرواز آمدند
سید و یاران سید می رسند
عاشقان خانه پرداز آمدند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.