راز سخن

غزل شمارهٔ ۵۵۹

گر نه او یار غار ما باشد

گر نه او یار غار ما باشد
در دو عالم که یار ما باشد
ما کجا دوستدار او باشیم
گر نه او دوستدار ما باشد
شادمانم به دولت غم او
زانکه او غمگسار ما باشد
رندی و عاشقی و میخواری
پیشه و کار و بار ما باشد
پادشاهیم و شاهد و ساقی
بر یمین و یسار ما باشد
سخن ما که روح می بخشد
در جهان یادگار ما باشد
نعمت الله که جان ما به فداش
سید و خواندگار ما باشد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.