راز سخن

غزل شمارهٔ ۵۳۳

مدام جام می او حیات می بخشد

مدام جام می او حیات می بخشد
همیشه همت او کاینات می بخشد
کمال بخشش ساقی نگر که رندان را
شراب و جام ز ذات و صفات می بخشد
دلت به دردی دردش دوا کن و خوش باش
که خسته ای و دم او شفات می بخشد
چه قدر خرقه که زنار بر میان داریم
به جای کعبه به ما سومنات می بخشد
بیا که زنده دلان کشتگان معشوقند
اگر تو کشتهٔ اوئی به مات می بخشد
دل یگانه من عاشقانه در دو سرا
برای یک جهتی شش جهات می بخشد
هزار رحمت حق بر روان سید ما
که روح او دل ما را حیات می بخشد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.