غزل شمارهٔ ۵۰۵
هرکه از عشق در طرب نبود
هرکه از عشق در طرب نبود
نسبتش هیچ با نسب نبود
لطف محبوب را نهایت نیست
طالب آنگه بی طلب نبود
آتش عشق اوست در دل ما
لایق جان بولهب نبود
از کرم ساز عاشقان بنواخت
گر نوازد مرا عجب نبود
لب ساغر مدام می بوسم
به از این همدمی و لب نبود
ماهروئی چو ترک شیرازی
در همه مصر و در حلب نبود
سیدی همچو نعمت الله هم
در عجم بلکه در عرب نبود
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.