راز سخن

غزل شمارهٔ ۲۳۸

نور رویش آفتابی دیگر است

نور رویش آفتابی دیگر است
چشم ما بر ماهتابی دیگر است
گر کسی بیند خیال او به خواب
آن خیال ما و خوابی دیگر است
آب چشم ما به هر سو می رود
روی ما شسته به آبی دیگر است
موج دریائیم و دریا عین ما
غیر ما بر ما حجابی دیگر است
ساقی ما می به ما بخشد مدام
خیر او بر ما برای دیگر است
هرچه می بینی چو آن مخلوق اوست
نزد ما عالیجنابی دیگر است
نعمت الله در خرابات مغان
عاشق مست و خرابی دیگر است

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.