غزل شمارهٔ ۲۱۳
دل به دنیا مده که آن هیچست
دل به دنیا مده که آن هیچست
آن جهان جو که این جهان هیچست
هر کرا علم هست و مالش نیست
قدر او نزد جاهلان هیچست
چه کنی مفردات ای مولا
غیر مفرد در این میان هیچست
ای که گوئی نشان او جویم
بی نشانست و آن نشان هیچست
لطف معنی طلب تو از صورت
بی معانی همه بیان هیچست
در پی زن مرو که چون دنیا
شیوهٔ شکل این و آن هیچست
ذوق نقش خیال چندان نیست
لذت و وهم عاقلان هیچست
منصب زهد نزد ما سهلست
عشرت و عشق فاسقان هیچست
به جز از زندگی حضرت ما
نزد رندان عاشقان هیچست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.