غزل شمارهٔ ۹۵
در موج و حباب آب دریاب
در موج و حباب آب دریاب
آن آب در این حباب دریاب
در آینهٔ مه منور
نور رخ آفتاب دریاب
هر برگ گلی که رو نماید
در عارض او گلاب دریاب
با ساقی یاد می برآور
ساغر بسِتان شراب دریاب
بگذر ز حجاب خودپرستی
معشوقهٔ بی حجاب دریاب
نقشی که خیال غیر بندد
باشد اثری ز خواب دریاب
گنجیست وجود نعمت الله
آن گنج درین خراب دریاب
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.