راز سخن

شمارهٔ ۳۵۸ - توقوم دوز

شوخ توقوم دوز من هرگز مرا یاور نشد

شوخ توقوم دوز من هرگز مرا یاور نشد
پشت و رو شد کار و بارش توقومش دیگر نشد
شوخ توقوم دوز را نو جامه‌ای در بر نشد
تا نیامد خانه من توقومش دیگر نشد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.