راز سخن

شمارهٔ ۱۶۲ - کبوتر باز

با کبوتر باز شوخی صرف کردم دانه را

با کبوتر باز شوخی صرف کردم دانه را
بردم او را ساختم خالی کبوتر خانه را

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.