شمارهٔ ۳۰۴
نوبهار آمد تماشای گل و سنبل کنید
نوبهار آمد تماشای گل و سنبل کنید
نور چشم خود چو شبنم طرف روی گل کنید
بر در گلزار گلچینان هجوم آورده اند
خار دیوار چمن گل کرده فکر مل کنید
روی باغ از سبزه و سنبل مزلف کشته است
وقت آن آمد فراموش از خط و کاکل کنید
بید مجنون مو پریشان کرده چون دیوانگان
زلف لیلی را به دل چون طره سنبل کنید
ارغوان زاریست مژگانهای من ای عاشقان
سوی من بیند و سیر کشور کابل کنید
ناله عاشق نسیم صبح باغ دلگشاست
در چمن ای غنچه ها دل پرستی بلبل کنید
قامت پیران بود سد ره موج خطر
خواب آسایش به زیر سایه این پل کنید
تا نگردد باغبانان را خبر ای سیدا
سیر باغ آرزو پنهان چو بوی گل کنید
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.