شمارهٔ ۲۵۳
چند روزی در محبت درد میباید کشید
چند روزی در محبت درد میباید کشید
زردروئیها ز رنگ زرد میباید کشید
نالههای گرم را از بس که تأثیری نماند
بعد از این از سینه آه سرد میباید کشید
بوالهوس را سر به تیغ امتحان باید برید
انتقام از دشمن نامرد میباید کشید
پیش از آن ساعت که خاکی را دهد دوران به باد
از بنای هستی خود گرد میباید کشید
برگ کاهی از کف نامرد بار عالم است
کوه اگر منت شود از مرد میباید کشید
سیدا امروز از بالا بلندان چمن
دامن آن سرو یکتاگرد میباید کشید
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.