راز سخن

شمارهٔ ۵۹

خاک مجنون داد تا بر باد آه سرد ما

خاک مجنون داد تا بر باد آه سرد ما
خواهد آمد خانه خیز اکنون به صحرا گرد ما
کهربا در دست ما کی می تواند آب ریخت
می کشد بی آبرویی پیش رنگ زرد ما
کوه خواهد جست همچون نبض بیماران ز جا
گر به پشت او گذارد بار خود را درد ما
لشکر ما خاکساران را به چشم کم مبین
شهسواری هست پنهان در میان گرد ما
سیدا با دردمندان دیار معرفت
اشک سرخ و چهره کاهیست راه آورد ما

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.