شمارهٔ ۱۸۶
دردت ز دلم بدر نمی داند شد
دردت ز دلم بدر نمی داند شد
وین سوز تو از جگر نمی داند شد
نزد تو به سر دوان بیایم چکنم
چون بی تو مرا به سر نمی داند شد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.