راز سخن

شمارهٔ ۴۴

گر با دل و دیده هیچ کارم افتد

گر با دل و دیده هیچ کارم افتد
از بویه عشق آن نگارم افتد
خون دل از آب دیده زان می بارم
تا آن دل و دیده در کنارم افتد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.