راز سخن

شمارهٔ ۲۹

از فتنه چشم تو خور و خوابم نیست

از فتنه چشم تو خور و خوابم نیست
جز طاق دو ابروی تو محرابم نیست
از دود مبین که در دلم آتش نیست
این سوز نگر که بر جگر آبم نیست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.