شمارهٔ ۴۸ - وله
گهر نتیجه بحر است و بر خلاف قیاس
گهر نتیجه بحر است و بر خلاف قیاس
نتیجه آمده بحری ز گوهر عباس
ابوالمحاسن عبدالصمد که بخت آمد
بنای دولت و دین را قوی نهاد اساس
کشیده تیغ چو مهر است عزم او در حرب
گشاده چشم چو چرخ است حزم او در پاس
زهی ضمیر چو بحرم فشانده بر سر تو
هزار گوهر معنی بصد هزار اساس
گشاده لطف تو چون ابر دیدهای امید
کشیده عنف تو چون برق چشمهای هراس
از آنکه صاحب سری روا بود که ترا
ز سر دلها یک یک خبر دهد انفاس
بکنه فضل و بزرگی نه ابن عم توام
ز مقتضای کرم قدر ابن عم بشناس
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.