پیام
به نظر می رسد
به نظر می رسد
که قلب شهر ایستاده است
و تنها
صدای گام سربازان است
که در کوچه ها طنین می افکند
ما اما
هراسی نداریم
چه درین سکوت
واژه ی مقدس نه
گسترشی با ابعاد جغرافیای وطن
یافته است
چه این بار سرنیزه های قلم
از کاغذها برخاسته
و در برابر سینه استبداد
نشانه رفته است
ما تنها نبوده ایم
هیچگاه تنها نبوده ایم
آنک تلاش و خروش خلق
ولی این بار
سپاهیانی با سلاحی دیگر
به یاری رسیده اند
دوستان !
به آن کارگر حروفچین از من پیام بفرستید
حروف را آماده کن
آزادی از راه می رسد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.