ساز سرود
گل سرخی بر دهان
گل سرخی بر دهان
خورشیدی در انبان
پیشاپیش سرودی راه می رویم
پیشاپیش سرودی را می رویم
سرودی که خون
سرودی که نان
می دهد به ما
جان می دهد به ما
من سرود را نمی خوانم
چون سرود را نمی دانم
هیچ کس نمی خواند
چون نمی داند
روزی دیگر
باز می گردیم
سرود را می یابیم
سرود را می سازیم
سرود را می خوانیم
عبوس و خسته
دسته دسته
گسسته گاه گاه پیوسته
پیشاپیش سرودی پیش می رویم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.