راز سخن

کاشی اصفهان

یک پاره آسمان را با دامن چمن

یک پاره آسمان را با دامن چمن
در هم سرشته اند
در این خمید شب زده آن طرفه ساحران
آواز و نغمه را
با نور رشته اند
در قالب دریچه رویای کودکان
یک خشت هشته اند
آن گاه
بذر گیاه جادو
بر خشت کشته اند
گنبد نهاده اند
گلدسته بسته اند
ژولیده باغهای شگرف آفریده اند
با رقص رنگها
در شاخ و برگها
چه شعرها به دود دعا برنوشته اند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.