راز سخن

چشمداشت

ای کشیده سر سحرگاهان در این میدان

ای کشیده سر سحرگاهان در این میدان
ای گرفته طعمه پیچیده ای را باز بر منقار
ای بلند سرد بی رفتار
میوه های دیگری را بر فراز شاخ خشکت چشم می دارم
ای عبوس ای دار

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.