راز سخن

شمارهٔ ۲۶

باید ببرم دوست چو خون در رگ و پوست

باید ببرم دوست چو خون در رگ و پوست
دوری ز بر دوست گزیدن نه نکوست
از دوست مرا مراد نزدیکی اوست
چه دشمن اگر دور خوهد بود چه دوست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.