راز سخن

شمارهٔ ۱۰

ایشاه دل خصم تو دارد سوزن

ایشاه دل خصم تو دارد سوزن
خیاط غمست و میگذارد سوزن
از خون سرشته رشته کردست و تعب
از سینه بدیده می برآرد سوزن

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.